زمزمه ی خدا
پیش خود می گویم: " این همان کسی نیست که برای من شناخته شده بود.." از این تلاطم درونم خسته ام... هیچ گاه نمی بخشمت.... چون با آمدنت دنیایی را برای من ساختی که هنوز هم دلم برای ثانیه هایش تنگ می شود..!! و با رفتنت دیواری را ساختی که حتی با لبخند و اشک هم فرو نمی ریزد... نه..نمی توانم کاری را که کردی فراموش کنم... اما می توانم به نبودنت عادت کنم.. یعنی ...باید عادت کنم... چون دیگر تو هم برای من و رویا هایم غریبه ای..!!!! این مطلب از نوشته های نویسنده وبلاگ است. اما نمیدانم چرا این روزها.. از دوستان و آشنایان هر کس مرا می بیند.. از دور می گوید: این روزها انگار حال و هوای دیگری داری.!!! اما.. من مثل هر روزم... با همان نشانی های ساده... مثل همیشه تنها.... حتی اگر میشد بگویم.. این روزها گاهی خدا را هم یک جور دیگر می پرستم...!! من همان کسی هستم که.. گاهی برای یادبود لحظه ای کوچک.. یک روز کامل جشن میگیرم... و گاهی .. صدبار در یک روز می میرم... گاهی دل بی دست و پای سر به زیرم را.. آهنگ یک موسیقی غمگین.. هوایی می کند.. اما... غیر از همین حس ها که گفتم غیر از این رفتار معمولی و غیر از این حال و هوای ساده... حال و هوای دیگری دارم که آسمانی است.... با این وجود.. رفتار من عادی است.!!!!! "این مطلب از نوشته های نویسنده وبلاگ است." به پاک ترین رویاها.... به معصوم ترین نگاه ها... تا همه چیز را با همان رنگ های کودکانه ببینم..!!!!! "می خواهم بازگردم..." این مطلب از نوشته های نویسنده وبلاگ است. همیشه باران را دوست داشته ام.. زیرا به عقیده ی من ابرها تنها برای تو..آسمان شب را تطهیر کردند...!!!!!!!!! این مطلب از نوشته های نویسنده وبلاگ است. یه مدت نمیتونم بیاد پیشتون...از همه ی دوستای عزیزم که منو تنها نذاشتند..ممنونم!!!!!!! مرا تصدیق کنی یا انکار...مرا سرآغازی بپنداری یا پایان..من در انتهای این پایان ها فرو نمی ریزم. مرا بشنوی یا نه...مرا جست و جو کنی یا نکنی...من آن خداحافظی همیشگی نیستم.!!!!!!! من...همیشه و در همه حال به تو وخاطراتت باز می گردم..!!!!! این مطلب از نوشته های نویسنده وبلاگ است. و تو می مانی و جاده ی زندگی و خاطرات.... به این باور می رسی که : "ای کاش تنهایی ات را فقط به آغوش گرم اعتماد نمی سپردی..!!" این مطلب از نوشته های نویسنده وبلاگ است. باز هم برای تو دلتنگ شدن زندگیم شده است.... باز هم از تو نوشتن برای من لذت بخش شده است.... باز هم برای تو صبر کردن انتظار شیرین شده است....!!! و باز هم با فکر کردن به تو...اشک هایم سرازیر شده است...!!!!!!!!!!! این مطلب از نوشته های نویسنده وبلاگ است. بیشتر وقت ها که با فکر کردن به گذشته ای که میتونست به این تلخی نباشه..به رویا میرم.... بیشتر وقت هایی که تو رو اونجوری که میخوام تصور می کنم... به وضوح می بینم که به نبودنت عادت کردم...باورت میشه؟؟؟؟؟ باور می کنی که با من چی کار کردی؟؟؟؟؟؟ منی که همیشه با تو و با خاطراتت بودم...دیگه به نبودنت عادت کردم.... ای کاش هیچ گاه واژه ای به اسم"عادت" وجود نداشت.... ای کاش.. این مطلب از نوشته های نویسنده وبلاگ است. و ایستادم تا دلم قرار بگیرد... صدای پرپری آمد.... و در که باز شد... من از هجوم حقیقت به خاک افتادم!!!!! "سهراب سپهری" ای کاش می دانستی که هنوز هم دل من برای تو پر می کشد.... ای کاش می دانستی که هنوز هم برای من عزیز هستی.... ای کاش می دانستی که هنوز هم تنها دلخوشی ثانیه های تنهایی من فقط تو هستی..!!!!!!!! ای کاش همه ی این ها را می دانستی...آن وقت می دیدی که چگونه به سویت می آمدم..... ولی افسوس که تو از حال من بی خبری...! این مطلب از نوشته های نویسنده وبلاگ است.







| Design By : Night Skin |


