تبليغاتX
m HumAnIOd!!!!

...

maybe it's wrong...

to be so unleashed like this...!!!!

BUT...

hushhh..

no one can stop us...

led every one gets ....

we are DOGS UNLEASHED!!!!!!!

+ تاريخ یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 21:20 نويسنده غزل |

well...

tomorrow is may dolly's birthday ...

it's really hard to say ma feelings...

but all i know is....

how lucky i am..that you came to this world fafa

...

hah...

hushhh i am here..don't be afraid ...

the princess will protect her black haired dolly...

for always...

love you MI$$ R!Tal!ne

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

+فردا تولد بهترین دوستمه...فریماه!!

+ تاريخ یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 14:25 نويسنده غزل |

با نگاهی خیره

تاییدت می کنم ،

و..

بر موجودیتم چشم می بندم ،

با همه ی سختی هایی

که طبیعتم را به بازی گرفته اند... ،

لعنتی !!،

به تمام ثانیه های زندگی ام

مدیونم می کنی...

+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 18:10 نويسنده غزل |

....

می دانم برایت سخت است...

دیوانگی هایم را ببخشی و فراموش کنی...!!

چرا که هنوز در بهترین خاطراتت...

ردپای کارهای بی منطق من..

دیده می شود..!!!

+ تاريخ شنبه هجدهم دی 1389ساعت 11:32 نويسنده غزل |

بازی کردن با تقویم....

نادیده گرفتن لحظه هایی که می گذرند...

شمردن روز ها...ساعت ها...

تنهایی را پر نمی کنند......

این تنهایی...مدت زیادی است که دیگر قدیمی شده....خاک خورده و قدیمی.....

..........

برای من ...این واژه....دیگر قدرتی ندارد!!!!

artpic-ir-0700.jpg

این مطلب از نوشته های نوسنده وبلاگ است.

+ تاريخ جمعه بیست و ششم شهریور 1389ساعت 13:31 نويسنده غزل |

Every thing was broken...
nothing had left for me...
 I just remembered a voice that was telling me:
get out of here.....
go out of my life....
JUST LEAVE ME ALONE...
.......

so...i had to walk on my own...
I WAS ALONE ...
just me and my wet eyes...
.......

but...
i forgot that...
IN A MOMEMT...
EVERY THING CAN CHANGE!!!!

 

artpic-ir-0777.jpg

------------------------------------------------------

+....!!!!

+ الآن حالم خوبه....

+ تاريخ شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 15:16 نويسنده غزل |

اینجا...

هر شب..

درون ذهن خسته ام..

کسی آرامشم را به هم میزند...

کسی که مدت هاست همراه من است...

پابه پای من...در تمام لحظات زندگی و خاطراتم شریک بوده و....هست...!!!

و من این آشفتگی ذهنم را با او...دوست دارم..!!!!!!!

گالری عکس نایت اسکین,نایت گالری,عکس عاشقانه,ولنتاین,کارت پستال عاشقانه,عکس های هنری,عکس زیبا,دخترانه,پسرانه,عکس طبیعت 

این مطلب از نوشته های نویسنده وبلاگ است.

+ تاريخ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 12:36 نويسنده غزل |

من اکنون احساس می کنم...

بر خاکستری از تمام آرزو ها و خواسته هایم...

تنها مانده ام..!!!

گرداگرد زمین خلوت و اعماق آسمان ساکت را نگاه میکنم...

به دنبال تو... که مدتی است از من فاصله گرفته ای...

این مطلب از نوشته های نویسنده وبلاگ است.

+ تاريخ پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 13:29 نويسنده غزل |

و عشق ....

صدای فاصله هاست....

صدای فاصله هایی که...

غرق در ابهامند!!!!!

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 11:4 نويسنده غزل |

چه تفاوتی دارد ....

که در ابتدای راه باشم...

یا در انتهای آن!...

با این که می دانم به تو نخواهم رسید؟؟!!..

این مطلب از نوشته های نویسنده وبلاگ است.

+ تاريخ چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 15:50 نويسنده غزل |